ترانه های فرانسوی

آنروزها – ترانه فرانسوی – Hier encore

شارلز ( چارلز )آزناوور Charles Aznavour با نام اصلی «شاهنور وارناق آزناووریان» خواننده ، آهنگساز، بازیگر، فعال اجتماعی و دیپلمات ارمنی الاصل متولد ۱۹۲۴ در فرانسه است. وی مشهورترین خواننده قدیمی در فرانسه است که در سراسر جهان محبوبیت ویژه‌ای دارد. او با قامت کوتاه و صدای تنور منحصر به‌ فردش توانسته شهرت جهانی خود را به مدت ۵۰ سال حفظ کند. صدایی شفاف و زنگ دار در فواصل بالا و همچنین خش‌دار و عمیق در نت های پایین. وی در بیشتر از شصت فیلم بازی کرده ، حدود ۱۰۰۰ آهنگ ساخته (شامل حداقل ۱۵۰ ترانه به زبان انگلیسی ، ۱۰۰ به ایتالیایی ، ۷۰ به اسپانیایی و ۵۰ به آلمانی) و بیشتر از ۱۰۰ میلیون نسخه آثار او بفروش رفته است.

این ترانه به زبانهای گوناگونی مانند فرانسوی، انگلیسی، اسپانیایی و حتی فارسی اجرا شده هرچند این ترجمه فارسی کاملا بر متن فرانسوی منطبق نیست، اما از آنجایی که ترانه بسیار زیباست آنرا به همراه متن فرانسوی گوش کنید. فایل صوتی را با فرمت mp3  از پایین صفحه دانلود کنید یا یکی از کلیپهای این ترانه در یوتیوب را تماشا نمایید.

 

Hier encore

Hier encore, j’avais vingt ans
Je caressais le temps et jouais de la vie
Comme on joue de l’amour
Et je vivais la nuit
Sans compter sur mes jours qui fuyaient dans le temps
J’ai fait tant de projet qui sont restés en l’air
J’ai fondé tant d’espoirs qui se sont envolés
Que je reste perdu ne sachant ou aller
Les yeux cherchant le ciel mais le coeur mis en terre

Hier encore j’avais vingt ans
Je gaspillais le temps en croyant l’arreter
et pour le retenir, même le devancer
Je n’ai fait que courir et me suis essouffler
Ignorant le passé, conjuguant au futur
Je precedais de moi toute conversation
et donnais mon avis que je pensais le bon
Pour critiquer le monde avec désinvolture

Hier encore j’avais vingt ans
Mais j’ai perdu mon temps a faire des folies
Qui ne me laissent au fond rien de vraiment precis
Que quelques rides au front et la peur de l’ennui
Car mes amours sont mortes avant que d’exister
Mes amis sont partis et ne reviendront pas
Par ma faute j’ai fait le vide autour de moi
Et j’ai gaché ma vie et mes jeunes années
Du meilleur et du pire en jettant le meilleur
J’ai figé mes sourirs et j’ai glacé mes peurs
Ou sont-ils a present, a present mes vingts ans?

پارسی

آن روزها وقتی که جوان بودم

آن روزها وقتی که جوان بودم

آن روزها وقتی که جوان بودم

طعم زندگی به شیرینی قطره‌های باران بود بر زبانم.

سر به سر زندگی می‌گذاشتم،

تو گویی بازی احمقانه‌ای است.

همان‌گونه که نسیم شامگاهی

سر به سر شعله شمع می‌گذارد.

هزاران رویا در سر،

و چه برنامه‌های باشکوهی برای خود داشتم.

دریغا که هر چه می‌ساختم، بر شن‌های روان می‌ساختم،

شب‌ها می‌زیستم و از نور عریان روز می‌گریختم.

و اکنون تنها می‌‌بینم که سال‌ها چگونه از برابرم می‌گریزند.

آن روزها وقتی که جوان بودم

چه بسیار ترانه‌های سرمستی که در انتظار سرودن بودند.

چه بسیار سرخوشی‌هایی که در انتظار من بودند

و جه بسیار درد و رنج‌هایی که بودند چشمان خیره‌ام نمی‌دیدند.

به سرعت می‌دویدم و جوانی و زمان را به زانو درآوردم.

و هرگز مکث نکردم تا ببینم معنای زندگی چیست.

و هر گفتگویی که اکنون می‌توانم به یاد ‌آورم

مرا در خود فرومی‌برد، و دیگر هیچ.

آن روزها ماه آبی بود.

و هر روز شوریده،‌ چیز تازه‌ای برای ما به ارمغان داشت.

عمرم را همانند عصای جادو به کار می‌بردم،

و هرگز بیهودگی و هدر رفتن ناشی از آن را نمی‌دیدم.

بازی عشق بود که با تکبر و غرور نقش‌آفرینی می‌کردم.

و هر شعله‌ای که افروختم، ‌به سرعت فرو ‌نشست.

تمام دوستانم به نوعی پراکنده شدند،

و در آخر من، تنها بر صحنه نمایش باقی ماندم.

چه بسیار ترانه‌هایی در ذهنم هستند،

که هرگز خوانده نخواهند شد.

بر زبانم طعم تلخ قطره‌ای اشک را احساس می‌کنم.

و زمان به سویم می‌آید

به تاوان آن روزها

آن روزها وقتی که جوان بودم.

ٍEnglish

Only Yesterday

Only yesterday
I was twenty years old
I caressed time
I enjoyed life
Like one savours love
And I lived for the night
Without counting my days
That were wasting away with time

I’ve made so many plans
That never came to life
I’ve build on so many hopes
That withered away
I will stay lost
Not knowing where to go
The eyes are searching the sky
But the heart is tied to the ground

Only yesterday
I was twenty years old
I’ve wasted the time
Thinking I could make it stop
And in order to retain it
Or even get ahead of it
I did nothing but to run
And I ran out of breath

Ignoring the past
Conjugating only in the future tense
I preceded
Every conversation
And I spoke my mind
I only wanted to do good
By criticizing the world
With insolence

Only yesterday
I was twenty years old
But I’ve wasted my time
By doing foolish things
That had me take off
Nothing specific
Except for some wrinkles on my forehead
And fear of boredom

All my romances are dead
Before they even existed
My friends have left
And won’t come back
Through my fault
I’ve build an empty space around me
I’ve wasted my life
And my youthful days

The best and the worst
By throwing away the best
I let my smiles go stiff
And benumed my fears
Where are they now
At this moment my twenty years

دانلود فایل به فرمت mp3

4 thoughts on “آنروزها – ترانه فرانسوی – Hier encore

  1. سلام بینهایت از به اشتراک گذاشتن این آهنگهای زیبا تشکر . سالها بود که بدنبالش میگشتم . منرو به دورانی میبرند که همه اش عشق بود و امید . بیاد دوستی فراموش نشدنی.

پاسخ دادن به مهتاب لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *